دفتر خاطرات منو عشقم
خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ طـراح
نظرات شما عزیزان:
92.9.7
ساعت حدودا 11 بود سر کلاس ریاضی نشسته بودم که یهو یه پی ام اومده بود بلهههههههه از طرفه نفسم با 1 خبر خوب گفت که میخواد منو ببینههه تا اینو خوندم یهو سرحال شدم و میخندیدم فک کنم استاده هم تعجب کرده بود
بین زنگه فیزیک و عربی یه 15 دیقه ای وقت بود نفهمیدم چجوری رفتم ز اموزشگاه خونه و لباسامو عوض کردم بعد برگشتم سر کلاس عربی 7.34 کلاسم تموم شد سریع رفتم پایین اموزشگاه یه هدیه ی کوچولو واسه تولدش خریدم اخه من که ممکن بود نبینمش تولدشم 24 اذر بود سریع رفتم سمت کافی
الهی قربونش برم 1 ساعت زودتر رسیده بود داشت یکمی بارون می اومد زیره سایبون ایستاده بود منتظره من رفتم جلو سلام کردم بعد با هم رفتیم پایین کلییی اونجا بهمون خوش گذشت من یهو یه جعبه از تو کیفم در اوردم گفتم تولدت مبارک
عشقم - مرسیییی توش چیه ؟
من - بازش کن ببین
عشقم - ن بابا این ماله من نیست جعبش دخترونست
من - همه جعبه هاش همین بووووود بازش کن
عشقم - نخیر دخترونست
من - نیست بازش نمیکنی ؟
عشقم - خب بذار حدس بزنم
یکم چرخوندش نفهمیدی چیه بعد اروم بازش کردی توش 1 گوی بود که 1 دختر و پسره توش بودن خییلی خوشحال شدی گفتی من از بچگیام ازینا دوس داشتم و اینا تو همون کافیم صداشو دراوردی و اهنگ زد
دیگه باید میرفتم اخه دیر وقت بود رفتیم بالا واسه اولین بار دستتو دراز کردی منم دست دادم از استرس گرم بودو عرق کرده بود دستایه منم همیشه یخه
داشتم میرفتم سمت خونه که دیدم تا یه جاهایی هم مسیریم زیر اون بارون نم نم 5 دیقه قدم زدیم خیلی خوب بود اولین بار که با عشقت قدم میزنی زیر بارون باشه دیگه راهمون جدا شد 1 چشمک زدی خدافظی کردیم و رفتی
خییییییییییییلی شبه قشنگی بود
ایشالا همیشه خوش باشی
تو این روزا واستون دعا میکنم بهترین هارو داشته باشی و همیشه خوش باشی
درد جدایی خیلی بده خیلی بد
ایشالا همیشه خوش باشی
مرسی ک اومدی وبم
دوس داشتی بازم بیا
آ راستی قدر همو بدونید
من ک قدر ندونستم
خدافظک فعلا
وبلاگ عالي داري خوشم اومد
يه سري به ما هم بزن
پاسخ:mrccccccccc
hatman
برچسبها:
طراح : صـ♥ـدفــ |